سراب
چشم وسراب
خاره وخار پشت
می چرد بز
می خزد در
لاک حلزونی، سنگ پشت
می لولد باد وشن
در چشمان گنده ی خورشید
سایه ی ابر سیا ه وحشت وتر دید
آدمی،در قصه ی ما نیست
بز می جنباند دم
می جنباند ری.......
بغض گلوی آسمان
میز قمار
ببازد یا نبازد
امید و مجالی
برای رویش رنگ نیست
چه دردناک است
قصه ی بز وبیابان
دودکش ها ی خاموش باغ لیموی رویا
مرگ مشعل
مرگ نور
ف.ر. امید